تبليغاتX
ویولون شکسته( تخصصی هنرهای دارماتیک ) - کمدین ها هم می میرند
( مدیریت وب مهدی حاج محمدی ( سیاوش)
استاد شادی، رضا ارحام صدر در گذشت. روحش خندان، فقدان این هنرمند فرهیخته و وارسته و کمدین صاحب دل مردمی به کلیه دوستداران ایشان، بخصوص جامعه هنری تسلیت عرض میکنیم.

وی که متولد 1302 بود، بیش از 50 سال به اجرای بدون وقفه تئاترهای اجتماعی و طنز پرداخت.

ارحام صدر که دانش آموخته فلسفه است، در خصوص ورود خود به صحنه تئاتر گفته بود:«هنگامی که در کلاس چهارم متوسطه در مدرسه ادب اصفهان قرار بود جشني برگزار شود و در آن نمايش هم باشد و قرار شد كه گروه نمايش از بچه‌هاي مدرسه ادب باشد.آن زمان جناب آقاي كتابي بود و مرحوم ناصر فرهمند، علي اصغر جهانشاهي كه در اين مدرسه رياضيات درس مي‌داد و بعدها پدر خانم من شد، سر كلاس آمدند و با اشاره آنها به دنبالشان از كلاس خارج شدم. در طول فاصله كلاس تا دفتر در فكر بودم كه اين بار چه كسي از من شكايت كرده است و وقتي وارد شديم هر سه نفر آقاي كتابي- علي اصغر جهانشاه و مرحوم ناصر فرهمند با محبت براندازم كردند، عاقبت مرحوم ناصر فرهمند گفت به ما خبر دادند كه تو توي كلاس مزه پراني و اداي همه را در مي‌آوري حالا مي‌خواهيم ببينيم در تأتر هم مي‌تواني همين كار را بكني. من داشتم از خوشحالي پر در مي‌آوردم كه آقاي كتابي اضافه كرد ما در مدرسه مي‌خواهيم يك تأتر به روي صحنه ببريم و شما هم بايد نقش يك محصل بي انضباط را بازي كني.من و بچه‌هاي مدرسه نمايش( رفيق ناجنس) را به روي صحنه برديم و يادم هست كه اين نمايش يك هفته ادامه داشت و به اين ترتيب وارد صحنه تأتر شدم.

ارحام صدر که اکثر کارهای او طنز و با رویکردی اجتماعی بود و به همین دلیل نیز به شکر پاره اصفهان شهره شده بود می گفت وقتی مردم را می خندانم احساس آئينه بودن و آئينه شدن تا خودشان را به خودشان نشان بدهم.

وی در خصوص ورود خود به تئاتر طنز نیز اینگونه گفته بود:«در تأتر سپاهان يك شب هنر پيشه كمدی آقاي بني احمد كه نمايش را با لهجه كاشي بازي مي‌كرد مريض شد. من هم همان نقش ايشان را با لهجه اصفهاني بازي كردم. و فردا شب حالش خوب شد و آمد وديگر خودش بازي كرد، و از آنجا شد كه من كمدين شدم.»

ارحام صدر که بیشتر نمایشهای کمدی اش رنگ و بویی اجتماعی و انتقادی داشت در خصوص این سبک گفته بود:«وقتي آقاي محمد علي رجايي از كرمان به اصفهان آمد، آقاي رجايي سه دختر داشت كه هر سه دخترش با خودش بازي مي‌كردند. آقاي فرهمند و جهانشاه و رفيعي همگي موافقت كردند كه نمايش‌هاي كمدي انتقادي كه به من پيشنهاد داده بودند را بازي كنيم و درد و دل‌هاي مردم و سختي هاي زندگي را در قالب كمدي به نمايش در بياوريم، و استاد فرهمند به من پيشنهاد كرد كه نقش حاج عبدالغفار را بازي كنم و چون سرباز رزم خود است، بازي كرد و من هم چند نمايش اجرا كردم كه اين چند نمايش انتقادي در مورد مردمي بود كه ماليات مي‌دادند و اداره ماليات از افرادي ماليات مي‌گرفت كه تمام دستهاشان پينه دارد.به عنوان مثال از واكسي- حلبي‌ساز- نانوا- نجار و آهنگر، در كل براي همه نمايش كمدي انتقادي به نمايش مي‌گذاشتم و با استقبال زيادي روبرو مي‌شد. خاطرم هست كه نمايشي براي ماليات به نمايش گذاشتم و با استقبال زيادي روبرو شد. يادم هست در نمايشي كه در مورد ماليات اجرا كردم بنابراين شد كه ماليات‌ها را از افراد زحمتكش ‌بگيرند و ثروتمند‌ها معاف ‌شوند. پس از نمايش، مردم يك ربع كف مي‌زدند، نمايش‌هاي ما اين قدر با استقبال روبرو مي‌شد كه بليت‌هاي ما تا ساعت 4 بعد ازظهر تمام مي‌شد و مردم به خودشان مي‌گفتند كه اين نمايش را كه درد و دل ما مردم را مي‌گويد بايد ديد و اين را بگويم تأتر زبان گوياي مردم شد و نمايش (مكتب كمدي انتقادي) به نام ما ثبت شد، و هنوز مي‌گفتند و مي‌گويند كه رضا ارحام صدر اين سبك را متداول كرده است و هنوز كساني كه فرهنگ تأتر دارند مي‌گويند رضا ارحام صدر پايه گذار كمدي انتقادي است.»

وی که در 176 تئاتر، در مدت حاصل 47 سال فعاليت تئاتري خود در چند فیلم سینمایی از جمله شب نشيني در جهنم، یک اصفهانی در نیویورک، ‌جعفر خان از فرنگ برگشته و افسانه شهر لاجوردي، نصف جهان و یک فیلم که درباره زندگی خود او ساخته شده بود به ایفای نقش پرداخته بود.

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 18:10  توسط گروه نمایش نان   |