تبليغاتX
ویولون شکسته( تخصصی هنرهای دارماتیک ) - و آمد نمايشنامه اي از ساموئل بكت
( مدیریت وب مهدی حاج محمدی ( سیاوش)
 و آمد نمايشنامه اي از ساموئل بكت



وسط صحنه، پهلو به پهلو، رو به سالن، با دست‏هاى چسبيده به هم روى زانوها، فلو ، وى و رو )، شق و رق نشسته‏اند.
سكوت
وى: رو!
رو : بله.
وى: فلو!
فلو: بله.
وى: آخرين بار، ما سه تا كى با هم بوديم؟
وى : بهتره خفه شيم
سكوت
وى از سمت راست بيرون مى‏رود
سكوت
فلو: رو!
رو: بله.
فلو: وى چه تاثيرى روى تو مى‏ذاره؟
رو: مثل هميشه - كم و بيش (فلو جاى وى را در وسط مى‏گيرد؛ در گوش رو پچ‏پچ مى‏كند)
خدا ما را ببخشه! (همديگر را نگاه مى‏كنند، فلو انگشتش را جلوى دهانش مى‏گيرد) اون كه نمى‏دونه؟
فلو: خدا كنه ندونه!
وى وارد مى‏شود، فلو و رو به همان حالت اول برمى‏گردند، وى سرجاى فلو مى‏نشيند،
فلو: حالا ما سه تا بى سرخر مثل اون وقتا پيش همديگر تو حياط پهلو به پهلو نشسته‏ايم.
رو: روى نيم...
وى: هيس!
سكوت
فلو از سمت چپ بيرون مى‏رود.
سكوت
رو: وى
رو: فلو به نظر تو چه جور آدميه؟
وى: مثل هميشه كم و بيش (فلو جاى وى را در وسط مى‏گيرد ؛ در گوش رو پچ پچ مى‏كند) چه مصيبتى! (همديگر را نگاه مى‏كنند، رو انگشتش را جلوى دهانش مى‏گيرد) بهش كه نگفته‏اند؟
رو: خدا نكنه!
فلو وارد مى‏شود رو و وى به همان حالت اول برمى‏گردند. فلو بر جاى وى مى‏نشيند.
سكوت
رو: در حاليكه دستامون را اينطورى به هم داديم.
فلو: خواب عشق را مى‏بينيم.
سكوت
رو از سمت راست بيرون مى‏رود. سكوت
وى: فلو
فلو: بله
وى: ديديش؟ رو را مى‏گم؟
فلو: تاريكه (وى جاى رو را در وسط مى‏گيرد، در گوش فلو پچ‏پچ مى‏كند)بدبخت شديم!
(همديگر را نگاه مى‏كنند، رو انگشتش را جلوى دهانش مى‏گيرد) اون كه نمى‏فهمه؟
وى: خدا نياره اون روز را!
رو وارد مى‏شود. وى و فلو به همان حالت اول برمى‏گردند رو سرجاى وى مى‏نشيند.
سكوت
وى: نمى‏شه از قديما حرف بزنيم؟ (سكوت) از چيزهايى كه بعدش پيش آمد؟ (سكوت) اگر دستامون را اينطورى به هم بديم؟
پس از لحظه‏اى دست‏هايشان را به شكل زير به هم مى‏دهند: دست وى با دست رو روى زانوهاى رو چپ وى با چپ فلو روى زانوهاى فلو، راست فلو با چپ رو روى زانوهاى رو، بازوهاى وى روى بازوى چپ رو و بازوى راست فلو قرار مى‏گيرد.
فلو: رو (سكوت) وى (سكوت) من حلقه‏ها را احساس مى‏كنم
سكوت
پرده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 18:27  توسط گروه نمایش نان   |