وسط صحنه، پهلو به پهلو، رو به سالن، با دستهاى چسبيده به هم روى زانوها، فلو ، وى و رو )، شق و رق نشستهاند.
سكوت
وى: رو!
رو : بله.
وى: فلو!
فلو: بله.
وى: آخرين بار، ما سه تا كى با هم بوديم؟
وى : بهتره خفه شيم
سكوتوى از سمت راست بيرون مىرودسكوتفلو: رو!
رو: بله.
فلو: وى چه تاثيرى روى تو مىذاره؟
رو: مثل هميشه - كم و بيش (
فلو جاى وى را در وسط مىگيرد؛ در گوش رو پچپچ مىكند)
خدا ما را ببخشه! (
همديگر را نگاه مىكنند، فلو انگشتش را جلوى دهانش مىگيرد) اون كه نمىدونه؟
فلو: خدا كنه ندونه!
وى وارد مىشود، فلو و رو به همان حالت اول برمىگردند، وى سرجاى فلو مىنشيند، فلو: حالا ما سه تا بى سرخر مثل اون وقتا پيش همديگر تو حياط پهلو به پهلو نشستهايم.
رو: روى نيم...
وى: هيس!
سكوتفلو از سمت چپ بيرون مىرود.سكوترو: وى
رو: فلو به نظر تو چه جور آدميه؟
وى: مثل هميشه كم و بيش (
فلو جاى وى را در وسط مىگيرد ؛ در گوش رو پچ پچ مىكند) چه مصيبتى! (
همديگر را نگاه مىكنند، رو انگشتش را جلوى دهانش مىگيرد) بهش كه نگفتهاند؟
رو: خدا نكنه!
فلو وارد مىشود رو و وى به همان حالت اول برمىگردند. فلو بر جاى وى مىنشيند.سكوترو: در حاليكه دستامون را اينطورى به هم داديم.
فلو: خواب عشق را مىبينيم.
سكوترو از سمت راست بيرون مىرود. سكوتوى: فلو
فلو: بله
وى: ديديش؟ رو را مىگم؟
فلو: تاريكه (
وى جاى رو را در وسط مىگيرد، در گوش فلو پچپچ مىكند)بدبخت شديم!
(
همديگر را نگاه مىكنند، رو انگشتش را جلوى دهانش مىگيرد) اون كه نمىفهمه؟
وى: خدا نياره اون روز را!
رو وارد مىشود. وى و فلو به همان حالت اول برمىگردند رو سرجاى وى مىنشيند.
سكوتوى: نمىشه از قديما حرف بزنيم؟ (
سكوت) از چيزهايى كه بعدش پيش آمد؟ (
سكوت) اگر دستامون را اينطورى به هم بديم؟
پس از لحظهاى دستهايشان را به شكل زير به هم مىدهند: دست وى با دست رو روى زانوهاى رو چپ وى با چپ فلو روى زانوهاى فلو، راست فلو با چپ رو روى زانوهاى رو، بازوهاى وى روى بازوى چپ رو و بازوى راست فلو قرار مىگيرد.
فلو: رو (
سكوت) وى (
سكوت) من حلقهها را احساس مىكنم
سكوتپرده
