تبليغاتX
ویولون شکسته( تخصصی هنرهای دارماتیک ) - تئاتر برای کودکان
( مدیریت وب مهدی حاج محمدی ( سیاوش)
مقالات تئاتر کودک

گونه شناسی تئاتر کودک

اصولا اجرای نمايشنامه در سرحدّ بين ارتباط جمعی و فردی قرار دارد زيرا نه چون ديگر وسايل ارتباط جمعی از تنوع موضوع فراوان در يک برنامه برخوردار است و نه در يک اجرا      می تواند بيش از عده ای معدود  را که در سالنی گرد آمده اند تحت تأثير قرار دهد. از طرف ديگر تئاتر از سرعت و وسعت پخش ساير وسايل ارتباط جمعی نيز برخوردار نيست. بدين ترتيب فراگير بودن و قابل ضبط بودن چنان که در عصر جهانی شدن و انفجار اطلاعات فضيلتی به شمار می رود در تئاتر کودک فضيلتی نيست زيرا کارکردهای تئاتر کودک که سپس به آنها خواهيم پرداخت جز به نحو محدود رخ نمی دهد و اين البته به خودی خود جای ملامت ندارد و تئاتر کودکان را می توان به سه گونه تقسيم بندی کرد:

1.       تئاتر برای کودکان؛

2.       تئاتر به وسيلة کودکان ؛

3.       بازيهای دراماتيک.

 

1- تئاتر برای کودکان

اين گونه تئاتر عبارت  از فعاليتی نمايشی است که بزرگترها برای سرگرم کردن کودکان انجام    می دهند و شامل دو بخش است:

1-1 تئاتر عروسکی

نمايش در سير تحول خود با ماسک همراه بود. به تدريج ماسک از بازيگر فاصله گرفت  و در دستان و مقابل او با کمک ميله يا توسط نخ به حرکت درآمد و اين شکل، «هنر عروسکی» نام گرفت. در نمايش عروسکی، داستان از زبان عروسکها بازگو می شود . افسانه ها و داستانهای حماسی و اساطيری، موضوعات رؤيايی و تخيلی در اين شکل نمايش گوياتر ارائه می شود. نمايش عروسکی در طی زمان، انواع مختلفی چون دستکشی،  ميله ای، سايه و... را پذيرفته است.(1)

تئاتر عروسکی در ايران بيش از ده قرن سابقه دارد. در کاوشهايی که در مصر باستان، يونان و روم قديم به عمل آمده است آثاری از اين هنر را در معابد و اهرام يافته اند و اين هنر به تدريج در سراسر جهان مورد استفادة مردم قرار گرفته است. در واقع هرجا تئاتری بوده نمايش عروسکی نيز در برنامه ها وجود داشته و هنوز هم مورد استفاده قرار می گيرد. اگر در حال حاضر کشور چک-اسلواکی به خاطر تکنيک قوی و محتوای مناسب در ارائة تئاتر عروسکی پيشتاز کشورهای جهان است  از زمان بسيار قديم تئاتر سايه ای در چين سابقه داشته است و هنوز هم مورد استفاده قرار می گيرد. در اين نوع تئاتر با اين که بازيگران عروسک هستند ولی با استفاده از منبع نوری که در پشت آنها قرار می گيرد و پردة روشنی که در مقابلشان قرار دارد ماجرا به صورت سايه روی پرده نمايان می شود.

عروسکهايی که در تئاتر عروسکی به کار برده می شود با عروسکهای معمولی و کوکی فرق دارند. معمولا قد و اندازة آنها تا نصف اندازة طبيعی است و به کمک نخ از بالا يا دست از پايين يا به وسيلة  ميله  يا  قوة  مغناطيسی يا الکترونيکی قابل کنترل هستند.

برای اجرای نمايشنامه های عروسکی از افراد محدودی استفاده می شود که عروسکها را به حرکت درمی آورند. در اين نمايشها دست کارگردان باز است و می تواند با صرف مخارج کم، نمايش جالب توجهی ارائه دهد. گذشته از اين، نمايش عروسکی سخت مورد علاقة مردم و بخصوص کودکان است. به همين دليل مجموعه های تلويزيونی و تبليغاتی بسياری با استفاده از اين هنر تهيه می شود. از اين هنر برای نمايشهای مذهبی و قهرمانی هم زياد استفاده می شود.

نوع ساده تر نمايش عروسکی که معمولا در مدارس، کلاسها و در تلويزيون نيز مورد استفاده قرار می گيرد از عروسکهايی که به وسيلة دست از پايين رهبری می شوند استفاده  می کند. معمولا پيراهنی کيسه مانند که  به گردن عروسک وصل است و صحنه طوری ترتيب می يابد که از شخص مجری چيزی پيدا نيست. انگشت ميانی، سر عروسک و دو انگشت ديگر، دستهای عروسک را تشکيل می دهند. اين نوع را در فارسی «پهلوان کچل» می گويند.

اشخاصی که با هم اين نوع تئاتر را اجرا می کنند معمولا محدودند زيرا صحنه کوچک است و جا به اندازه کافی ندارد ولی همکاری و سرعت عمل آنها عاملی است اساسی که سبب موفقيتشان می شود.(2)

 

1-2 تئاتر زنده

از ابتدای قرن بيستم نظر به توجه روزافزونی که به کودکان معطوف شد عده ای به فکر تهية تئاتر خاص کودکان افتادند ولی بعد از مدت کوتاهی معلوم شد که تئاتر خاص کودکان از نظر مادی کاری است با نفع مالی اندک؛ زيرا نوشتن نمايشنامه برای کودکان همان زحمات و مرارتهای نمايشنامه نويسی برای بزرگسالان را داشت و اجرای آن هم از نظر دکور، بازيگر و غيره با مشکلات بيشتری همراه بود. اغلب به نمايش درآوردن همان داستانهای شناخته شده و معمولی نياز به تکنيکهای خارق العاده داشت. مثلا قوطی کبريت معمولی بايد به درشکة چهاراسبه تبديل شود يا با دست کشيدن به چراغی، قصر و غلام و غيره پديدار گردد. در مقابل اين مخارج هنگفت، درآمد حاصله به دو دليل ناچيز بود. اول نيمه بها بودن قيمت بليت خردسالان ، ديگر محدودبودن وقت آنها برای استفاده از تئاتر. اطفال فقط آخر هفته فرصت به تئاتر رفتن را داشتند. بدين دليل طولی نکشيد که تهيه کنندة آزاد به کلی از به روی صحنه درآوردن تئاتر خاص کودکان با بازيگر حرفه ای منصرف شد . ولی در زمان حاضر در کشورهايی که ادبيات کودکان تحت نظارت دولت است [...] کار نمايشنامه تربيتی و به وجودآوردن تئاتر خاص کودکان مجدانه دنبال می شود و ذهنهای جوانان از کودکی با اين هنر آشنا شده و دقيق و منطقی بار می آيند.

در بسيار ی از کشورهای ديگر ـ چون انگليس، ژاپن، آلمان، اتريش و فرانسه ـ که در آنها دولت از تئاتر خاص کودکان به طور مستقيم حمايت نمی کند نتايج درخشانی به دست نيامده است، اگرچه انگليسيها به علت سنت تئاتر دولتی شان در اين راه پيشقدم بوده اند و کوششهای فراوان کرده اند. (3)

در آمريکا چندين شرکت بزرگ گروه نمايشی تشکيل داده اند. اين گروهها به سبب کمی اقامت در شهر، درآمد بيشتری دارند، به طوری که توانسته اند تا کنون به فعاليت خود ادامه دهند. ناگفته نماند که اين گروهها از نظر تهية صحنه  و انتخاب مطالب با مشکلاتی روبه رو هستند.

پانتوميم ـ يعنی تئاتر بدون حرف ـ نيز اغلب برای کودکان اجرا می شود و اگر خوب اجرا شود بيننده را سخت تحت تأثير قرار می دهد. فکر اصلی نويسنده با حرکتهای گوناگون به بيننده القامی شود. هنرواقعی پانتوميم هم در زيبايی حرکات و هماهنگی آنهاست با هدف نمايشنامه.(4)

 

2. تئاتر به وسيلة کودکان / تئاتر مدرسه ای

اولين بار در فرانسه در سال 1770 خانم معلمی نمايشنامه هايی به قصد آموزش مطالب برای کودکان نوشت و به کمک خود آنها بر روی صحنه آورد. سالها بعد ـ يعنی در ابتدای قرن بيستم ـ در اغلب مدارس، استفاده از تئاتر مورد توجه قرار گرفت و مطالب ادبی، علوم اجتماعی، داستانهای عاميانه را کودکان به کمک مربيان به نمايش درآوردند. در آمريکا کار به جايی کشيده است که اغلب تئاترهای مدارس از محيط مدرسه خارج شده و تحت سرپرستی اشخاصی وارد،  نمايشنامه های مختلفی را بر صحنه می آورند و از نظر مالی هم سودجويی می کنند.

در استکهلم نيز بنا به پيشنهاد يک کتابدار آگاه در سال 1922 در هفت کتابخانه به سرپرستی افراد وارد و علاقه مند گروههايی تشکيل شد که بعد‍ا هستة اصلی تئاتر کودکان سوئد را به وجود آورد. اين گروه اکنون هم مدارس و کتابخانه های فراوانی را در کار تئاتر کمک و رهبری می کند. در هند و ژاپن نيز مجامع خاصی تشکيل شده است تا با بررسی و مطالعه بر روی آثار فولکلوريک جامعه به کمک تئاتر کودکان آداب و سنن و فرهنگ ملی را به نسل جوان بشناسانند. شک نيست که هدف تئاتر کودکان دنبال کردن هدفهای آموزشی و پرورشی است و معلم با توجه به اين نکته در صدد پرورش قوة تخيزل، حافظه، قدرت بيان، درک موقعيتها و همکاری گروهی برمی آيد ولی در اين مرحله از کار ، قصد او به هيچ وجه پرورش بازيگر ماهر نيست.(5)

2-1 آسيبهای تئاتر مدرسه ای در ايران امروز

در سالهای اخير، توجه فعاليتهای هنری ـ از جمله تئاتر ـ در مدارس، به دلايل و اسباب گوناگون کمرنگ شده است. پاره ای از اين دلايل عبارت اند از:

2-1-1  تأکيد نظام آموزشی بر حفظيات به شيوة سنتی

نظام آموزشی ما بر يادگيری مطالب به شکل سنتی آن ـ يعنی خواندن و حفظ کردن تکيه دارد و به دليل امکانات کم، روشهايی چون آزمايش، تجربه، نمونه سازی و... را دنبال نمی کند.

2-1-2 نگرش خانواده ها به امور فوق برنامه

خانواده ها به دليل شرايط مالی و دشوار و هزينه های فراوانی که تحصيل فرزندان بر آنها تحميل کرده است به پرداخت هزينة بيشتر بابت فعاليتهای هنری يا علمی تمايلی ندارند و مايل اند فرزندشان بچه ای درسخوان باشد و هرچه زودتر تحصيل خود را با کمترين مشکل به پايان برساند.

2-1-3 سنجش کنکوری دانش آموزان

چگونگی آزمون سراسری و رقابت فشرده ای که برای ورود به دانشگاه ايجاد شده دانش آموزان را از فعاليتهای فوق برنامه که ممکن است مانعی بر سر راه ورودشان به دانشگاه ايجادکند باز می دارد.

2-1-4 نبود چشم انداز سالم

آزمون سراسری دانشگاهها به گونه ای است که حتی دانشجويان رشته های هنری، از ميان نخبگان رشته های رياضی ـ فيزيک انتخاب می شوند. به عبارتی، اين دانش آموزان شانس قبولی بيشتری حتی در رشته های هنری دارند. علاقه مندان به رشته های هنری، ناچار يا بايد از تحصيل در دانشگاه باز بمانند و يا به کلاسهای آزاد نمايش و بازيگری بروند.

علاوه بر اين، دورنمای تاريکی که برای دانش آموختگان رشته های تئاتر ـ بجز تعدادی که به دلايلی امکان رشد در جامعة هنری را پيدا می کنند ـ در بازار کار وجوددارد علاقة اندکی را در دانش آموزان باقی می گذارد که در پی افزايش دانش و تجربة خود در امور هنری و نمايشی باشند و به آن به عنوان شغل آيندة خود نگاه کنند.

مجموعه ای از اين عوامل و برخی عوامل کم اهميت تر باعث شده است که مدرسه به عنوان کارگاه و خاستگاه رشد استعدادهای علمی و هنری دانش آموزان نتواند به وظيفة خود جامة عمل بپوشاند.

2-2 تنگناهای تئاتر مدرسه ای در ايران امروز

برخی عوامل بازدارنده، برخاسته از نظام آموزشی نيست، بلکه به شرايط فرهنگی اجتماعی جامعه بستگی دارد و در واقع ، اين شرايط است که سيطرة خود را ـ به ويژه در حوزة هنر ـ به اين نظام  تحميل می کند.

2-2-1 مخالفت خانواده ها

گرچه به نسبت گذشته، از سختگيری خانواده ها در قبال فعاليتها ی هنری فرزندان خود ـ به ويژه اگر دختر باشند تا حدودی کاسته شده است، همچنان اين عامل به عنوان يک عامل تاثيرگذار در دوری دانش آموزان از فعاليتهای هنریـ به ويژه سينما و تئاتر ـ عمل می کند. بسياری از خانواده ها اجازه نمی دهند دختر دانش آموزشان  در گروه نمايش مدرسه فعاليت کند؛ هرچند اين گروه زير نظر مستقيم اوليای مدرسه و با رعايت کلية جوانب باشد و البته اين محدوديت در شهرستانها شدت بيشتری دارد.

2-2-2 نگاه تعصب آلود جنسيتی

به دليل سختگيری مذکور برخی خانواده ها، حضور دختران دانش آموز در نمايشهای مدارس، کمتر از پسران است؛ آنچنان که گاه کارگردان يک نمايش به دليل نداشتن بازيگر زن برای نمايش خود، مجبور به حذف برخی از صحنه های نمايش يا تغييراتی در آن می شود.

چند سال پيش در يکی از شهرستانها به دليل آن که کارگردان  بازيگر زن  را برای اجرای نمايشنامه ای در اختيار نداشت از يک دانش آموز پسر که اتفاقا چهره ای ظريف داشت استفاده کرد. دانش آموزان همکلاسی پس از اجرای نمايش، او را با همان اسم دخترانة نمايش صدا می کردند. اين موضوع باعث رنجش دانش آموز مزبور شد و او بازی در تئاتر را کنار گذاشت!

2-2-3 کمبود فضا

يکی ديگر از مشکلات تئاتر مدارس، کمبود فضاهای نمايش در مدارس است. بسياری از مدارس به دليل کمبود فضای آموزشی، سالنی برای اجتماعات و گردهماييها ندارند و اگر هم داشته باشند شرايط لازم برای اجرای نمايش ـ از قبيل سن، امکانات نور، صدا و... ـ در آنها فراهم نيست. اگرچه انتظار نمی رود که برای تئاتر دانش آموزی، امکانات حرفه ای فراهم باشد، حداقل امکانات هم وجود ندارد.

2-2-4 کمبود متن

يکی ديگر از مشکلات، کمبود متنهای نمايش است. متنهايی که هم اکنون وجوددارد اغلب فاقد جذابيتهای نمايش و عناصر دراماتيک است. اين متنها بيشتر به گفتارهای اخلاقی شباهت دارد که کمترين تاثيررابرمخاطب ـ به ويژه اگر دانش آموز باشدـ بر جای می گذارد. اصولا دانش آموزان ما به دليل روشهای مستقيمی که در طول اين سالها برای آموزش دانش آموزان به کار رفته نسبت به آموزش مستقيم، واکنشی تدافعی دارند. آنها از هر چيزی که رنگ و بوی پندواندرز داشته باشد گريزان اند و گاه حتی عکس آن چيزی که از آنها خواسته  می شود رفتار می کنند.

از سوی ديگر، متنهای نمايشی قابل دسترس برای دانش آموزان، موضوعاتی را در بر     می گيرد که با  زندگی امروزی دانش آموز، حساسيتها و علايق او فاصله زيادی دارد؛ در نتيجه، هم اجرا و هم ديدن آن رغبتی در او بر نمی انگيزد.

2

-3رهيافتهای تئاتر مدرسه ای در ايران امروز

به دلايل پيشگفته، تئاتر مدارس به توجه بيشتری نياز دارند؛ چراکه آنچنان ظرفيتی دارد که در صورت رسيدگی، می تواند منبع  پايان ناپذيری برای تغذية  تئاتر دانشجويی و در گام بعدی تئاتر حرفه ای کشور باشد. به پاره ای از پيشنهادها که بی گمان به رونق تئاتر دانش آموزی کمک      می کند اشاره می شود با اين اميد که از سوی دست اندرکاران و مسئولان مورد توجه قرارگيرد:

2-3-1 رويکرد تعليمی به ادبيات نمايشی

می توان در مدارس ساعتی را در طول هفته به ادبيات نمايشی اختصاص داد. در اين يک ساعت که می تواند بخشی از درس ادبيات فارسی، دستور، انشا و غيره باشد، آموزگار فرصت دارد دانش آموزان را با هنرهای نمايشی آشنا کند.

2-3-2 برگزاری مسابقات تئاتر

برگزاري مسابقات تئاتر بين کلاسهای يک مدرسه و بين مدارس، می تواند به تشويق دانش آموزان برای ورود به اين قلمرو بينجامد. گرچه چنين مسابقاتی کم و بيش در بعضی از شهرستانها و برخی مناطق برگزار می شود، می تواند  نظم و ترتيب  بهتر و گسترة  بيشتری داشته باشد.

2-3-3 ديدار گروهی از تئاترهای حرفه ای

ديدار دانش آموزان از نمايشهای در حال اجرا در سالنها با هماهنگی قبلی، به يقين با تخفيفهای ويژه برای دانش آموزان همراه خواهدبود . حتی می توان در برخی موارد، از گروههای نمايشی که معمولا اجرای برنامة آنها در بعدازظهرهاست برای اجرای در ساعات صبح و در خود مدرسه، دعوت کرد. البته اين در صورتی است که فضای مدرسه، امکان اجرای نمايش را داشته باشد.

2-3-4 برگزاری مسابقات نمايشنامه نويسی

برگزاری مسابقات نمايشنامه نويسی بين دانش آموزان و يا نقدنويسی درباره نمايشهای مطرح روز و يا در مناسبتهايی مانند جشنواره تئاتر، به درگيرشدن دانش آموزان علاقه مند  به موضوع تئاتر کمک می کند؛ ضمن آنکه چه بسيار نمايشنامه هايی که از دل همين مسابقات بيرون می آيد و قابل نمايش و اجرا در مدرسه است.

2-3-5 استفاده از امکانات ساير نهادها

بسياری از مدارس، فاقد فضاهای نمايش مناسب برای اجرای تئاتر دانش آموزی هستند و اين کمبود در مناطق محروم و يا شهرستانهای کوچک بيشتر محسوس است. برای حل اين مشکل پيشنهاد می شود از امکانات خانه های فرهنگ، فرهنگسراها و يا امکاناتی که در اختيار مجتمعهای فرهنگی است استفاده شود.

برای فعاليتهای  ورزشی  دانش آموزان، چنين  هماهنگيهايی با مجتمعهای  ورزشی  انجام    می گيرد و مثلا دانش آموزان برای برگزاری مسابقات ورزشی از سالنهايی که در اختيار سازمانهای ديگر است استفاده می کنند. اين همکاری را درخصوص تئاتر نيز می تواند برقرارکرد. بسيار از فرهنگسراها در ساعات صبح هيچگونه فعاليتی ندارند و در صورت هماهنگی و برنامه ريزی، به يقين اين امکان وجوددارد که دانش آموزان علاقه مند به تئاتر که مدارس آنها اطراف فرهنگسرا يا مجتمع فرهنگی است ساعتی از روز را برای تمرين يا اجرای نمايش از اين مکانها استفاده کنند.(6)

 

3.بازيهای دراماتيک

                اينگونه از تئاتر کودک را گروهی «تئاتر سازنده»، برخی «نمايش خلاق» و برخی ديگر «بازی دراماتيک» ناميده اند، که نگارنده بازی دراماتيک را مناسبتر يافته است.

بازی دراماتيک(Dramatic play) فعاليتی است که به وسيلة کودک يا گروهی از کودکان انجام و اجرا می شود، برای اينکه تجربة مستقيم يا غيرمستقيمی را دوباره زنده کنند و به صورت نمايش درآورند  خود را با نقش يا نقشهای اشخاص داستان يا تجربه يکی می سازند.(7)

در مقابل تئاتر متداول برای کودکان که از روی نمايشنامه اجرا می شود نوع ديگر نمايش ابداع شده است که در آن معلم، داستان يا قطعه شعری را برای گروه می خواند يا تصويری را نشان می دهد، يا قطعه آهنگی را می نوازد. بعد معلم و شاگرد با هم به تجزيه و تحليل موضوع می نشينند و خودشان امکان سناريو[= نمايشنامه]، صحنه و شخصيتها و گفت وگوها را به تدريج به وجود    می آورند.

قصد از اجرای تئاتر سازنده [= بازی دراماتيک] نيروبخشيدن به قدرت تخيل و بيان بازيگر است. در ضمن، بازيگر می آموزد که چگونه در شرايط مختلف، حالات متناسب را جلوه گر سازد. هرچند ممکن است طفل قدرت بازيگر را نداشته باشد ولی تخيل و قوة بيان  و امکان يادگيری کار دسته جمعی ـ همه ـ در او تقويت می شود. اين نوع تئاتر از نظر مربی می تواند واقعا جزو روشهای آموزشی قراربگيرد و روز به روز جايی رفيعتر در برنامه کلاسی بيابد .

                شک نيست که تئاتر سازنده يا خلاق برای استفاده بينندگان نيست زيرا حالتی که در اثر آزادی و خلق الساعه بودن، در کلاس  به وجود می آيد در روی صحنه و در مقابل تماشاگر قابل تکرار نيست. اصولا هم هيچيک از اجراهای اين تئاتر هرگز تکراری نخواهدبود. نفع و لذت اين نوع نمايش فقط خاص بازيکنان [= بازيگران] آن است نه کسان ديگر و اولين نتيجة آن آزادکردن نيروی خلاقه در کودک است و نقش دوم آن در رهبری کردن و جامة عمل پوشاندن به اين  نيروی خلاقه پديدار می شود. اجرای صحيح و کامل اين تئاتر نه تنها نوعی تجربه يا ارزش آموزشی است،  بلکه برای خود بازيگر نيز تجربه ای نو و پرثمر در زمينة خود بازيگری است.

گذشته از اين، اغلب اوقات در خلال اين بازيها مربی آگاه از حالات درونی و آشفتگيهای روانی طفل باخبر شده و به کمک متخصصين در درمان طفل می کوشد.[...] صاحب نظران در اين زمينه اعتقاد دارند که برای حصول حداکثر استفاده از اين نوع نمايش، بزرگسالان نبايد به صورت بازيگر يا تماشاچی در آن شرکت کنند. از طرف ديگر بازيگران خردسال نيز بايد کاملا فاقد تجربه در زمينة نمايشهای متداول برای بزرگسالان باشند.(8)

در بازی دراماتيک، کودک تجربة شخص ديگری را به صورت زنده تفسير می کند. وقتی کودکان خردسال نمايش می دهند واقعا خود را همان شخص يا حيوان احساس می کنند و در عالم خيال، خود به همان تجربه می پردازند. مثلا کودک پنج ساله ای در بازی خيالی، خود را هواپيما می کند که به سوی فرودگاهی که از سنگها ساخته است  در حرکت و فرودآمدن است؛ ديگری نقش مادری را در خانه بازی می کند؛ ساير کودکان نقش شيرفروش يا مامور پست را به عهده   می گيرند. گاهی کودکان در همين سن، يک داستان خانوادگی را بدون راهنمايی بزرگسالان بازی می کنند. بازی دراماتيک برای هر کودک ممکن است لکن بعضی از کودکان طبعا بيش از ديگران در بازيهای خيالی و تصوری مهارت دارند. مسئوليت بزرگی که مدرسه به عهده دارد اين است که کودکان کمرو، ضعيف عاطفه و عاجز از تخيل خلاق را در اين نوع بازيها شرکت دهد. به کودک کناره گير بايد اعتمادبه نفس و اطمينان خاطر داد که او می تواند آزادانه فکر و احساسات خود را تعبير کند. بازی ـ چنانکه می دانيم ـ از جمله واکنشهای فطری انسان است و به يادگيری احتياج ندارد؛ مخصوصا در دوران کودکی که کيفيت بازی کودک  از جمله علايم وضع بهداشتی و بدنی اوست. چنانکه می گويند کودک سالم، خوب می خورد، خوب بازی می کند و خوب می خوابد. بازيهای دراماتيک ـ برخلاف عقيدة رايج ميان بيشتر معلمان ـ نه تنها موجب اتلاف وقت کودک نمی شود، بلکه بيشتر از ساعتهای درس برای آنان مفيد خواهندبود. آنچه را که کودک ضمن بازی و فعاليتهای آزاد ياد می گيرد  در هيچ کتابی و کلاسی برايش آموزشی داده نمی شود. بازی دراماتيک از روی نقشه و به همکاری يک عده انجام می گيرد و معمولا بر ادبيات يا  يک حادثة  علمی مبتنی است.(9)

3-1 کارکردهای بازی دراماتيک

ارزشهای مثبت بازی دراماتيک خلاق شايد بيشتر از هر فعاليت خلاق ديگری است  زيرا کودکان فرصتهای زيادی دارند که احساسات خود را ضمن نقشهايی که بازی می کنند مستقيما تعبير کنند. ارزش مهم بازی دراماتيک اين است که فرصت خوبی برای رشد و تکامل و تعبير عواطف به شمار می رود زيرا در اين وضع طبيعی است که کودک می تواند به طور مطلوب و درست احساس کند و هر هيجان عاطفه ای را بيان کند. همچنين کودک می تواند با همانندسازی يا اشخاص گذشته در جاهای ديگر و در اوضاع  و شرايط گوناگون، تجارب زنده خود را گسترش دهد. در بازيهای دراماتيک، کودکان اطلاعاتی از مطالعات اجتماعی و طبقات علوم به دست       می آورند و مورداستفاده قرار می دهند و مهارت سخنگويی ايشان رشد و تکامل می يابد. بازی دراماتيک می تواند تجارب کودک را منظم و مرتب کند. چنانکه او وقتی شخصی را در يک وضع معين تعبير می کند نشان می دهد تمام آنچه را که دربارة آن وضع می داند و راهی که شخص بدان واکنش نشان می دهد يکی می سازد، به طوری که می تواند کاملا آن را تعبير کند. همين نظم و تعبير درک  و فهم کودک، زيربنای تصحيح افکار او را تشکيل می دهد و او را به يادگيری      برمی انگيزد.

بازی دراماتيک وضع عالی يادگيری را فراهم می آورد  زيرا اطلاعات را در وضع بسيار معنادار در اختيار کودک قرار می دهد و آن را با تجارب کلی وی مربوط می سازد. همچنين کودک گرايشها و ديدگاههای (Attitude) خود را به طور مستقيم و ضمن اوضاع و احوال مناسب و مقتضی، رشد و توسعه می دهد. تجارب عملی گاهی برای کودک غيرممکن يا غيرعملی است؛ در صورتی که تجارب بازی دراماتيک بهترين جانشين آنهاست. از طرف ديگر، بازی دراماتيک بهترين روش و وسيلة مدرسه برای آموزش تندرستی، ديدگاههای سالم، عادتهای مفيد، ديدگاههای اجتماعی و اخلاقی به کودکان است. در بازيهای دراماتيک است که کودکان زندگی دموکراتيک  (زندگی براساس رعايت حقوق همگانی) و همکاری و همراهی با ديگران را ياد می گيرند و رشد می دهند و روش انتقاد علمی از خود و ديگران را می آموزند و توانايی پذيرش انتقاد پيدا می کنند. خلاصه، تعبير و تفسير ادبيات به واسطة دراماتيکهای خلاق، يادگيری را برای کودکان لذتبخش  می کند. پيداست که اين ارزشها و فوايد بازيهای دراماتيک وقتی به دست خواهدآمد که کودکان شخصا در آنها شرکت کنند.(10)

کارکردهای بازی دراماتيک را می توان چنين خلاصه کرد:

3-1-1 حقايق و اطلاعات را نقل می کند؛

3-1-2 مهارتهای خاصی را رشد و گسترش می دهد؛

3-1-3 علم تجزيه و تحليل را توسعه می دهد؛

3-1-4  منابع علم را نشان می دهد؛

3-1-5 کودکان را برای مواجهه با اوضاع آينده آماده می کند؛

3-1-6 درک و فهم ديدگاههای ديگران  را آسانتر می کند.(11)

 

3-2 اجرای بازی دراماتيک

با توجه به فوايد پرارزش بازيهای دراماتيک، اهميت و لزوم اجرای آنها به وسيلة خود کودکان روشن و مسلم می شود و هيچ معلمی نمی تواند خود را از اين وسيلة تربيتی بی نياز پندارد و بايد در مواقع مناسب و مقتضی از آنها استفاده کند. کودکان خردسال طبعا علاقه مندند که تسليم بازی تخيلی شوند به شرط اينکه آنان را مجبور يا مسخره نکنند. عامل اصلی در همة آنها اين است که کودکان مطمئن باشند آنچه را که می کنند و می گويند روی هم رفته مورد پذيرش صادقانة معلم و همکلاسان قرار خواهدگرفت.

معلم بايد کاملا به ارزش بازی آگاه و مومن باشد و بيش از اينکه به رهبری و حکمفرمايی به کودکان بپردازد به ايشان کمک کند. کسی را که بايد گوش دهد تا يادبگيرد هرگز نبايد سرزنش  و محکوم کند. هرگاه کسی بخواهد مردم را بشناسد و بفهمد، بايد دارای بردباری و همدردی زياد باشد .

بازی دراماتيک، اگر به پيشنهاد کودکان هم نباشد بايد حتما به ميل و رغبت ايشان انجام گيرد و اشتياق واقعی برای اظهار و تعبير داشته باشند زيرا کاری است که آنان بايد انجام دهند و اجراکنند. بعد از اينکه بازی را آغاز کردند به راهنمايی معلم نيازمند خواهندبود و اين راهنمايی بايد به صورت پيشنهاد يا به وسيلة پرسشهايی از کودکان انجام گيرد. همچنين انتقاد معلم از بازی کودکان بايد ضمنی و به صورت غيرشخصی باشد.

اجرای بازی دراماتيک بدين ترتيب آغاز می شود که نخست کودکان داستانهايی را که       خوانده اند و می توانند آنها را خوب نمايش دهند پيشنهاد می کنند. سپس از ميان آنها يکی را برگزيده تجديدنظر می کنند و می خوانند. پس از آن تصميم می گيرند که کدام قسمتهای داستان را می خواهند نمايش دهند و اين قسمتها چه نوع حوادثی را شامل اند و هريک از حوادث، يک «پردة نمايش» (scenario) را تشکيل می دهد. اکنون کودکان آماده هستند که نمايش را آغازکنند و مديرصحنه بايد به وسيلة گروه انتخاب شود. اين کودک، داوطلبانی را که برای نمايش پردة اول موردنيازند انتخاب می کند. البته نبايد تصور کرد که نقش هر کودک را مدير تعيين می کند زيرا خود کودکان قبلا نقش خود را بر گزيده اند، بلکه مدير فقط کودکی را که در پردة اول نقشی به عهده دارد انتخاب می کند. همين که همة نقشها و کاراکترها نامگذاری شدند يک يا دو بار در آنها تجديدنظر می شود و در اين موقع، نمايش را آغاز می کنند. هرگاه يکی از داوطلبان نمايش غايب شد، گروه، کودک ديگر را به جای او برمی گزينند. بعدازاين که نمايش تمام شد خود دانش آموزان به همکاری معلم به ارزشيابی آن می پردازند.(12)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 0:19  توسط گروه نمایش نان   |